داشتم از درد به خود می پیچیدم،

داشتم از درد به خود می پیچیدم،
همسایه ها گفتند: چقدر قشنگ قر میدهی!
و سالهاست رقاص پردرد خیابانهام...

#صادق_هدایت
دیدگاه ها (۱)

بیاد بابامحمدم

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 189♡⁠。⁠)⁩داد زد...

چقدر این حکایت مطابقت بااین روزگار دارهداستان روباه دم‌بریده...

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

سرنوشت(ویو رایا)شوگا رفت سمت اتاق و کت‌ش رو درآورد.روی دستش ...

بعضی وقت‌ها زندگی با یک غافلگیریِ غیرمنتظره، طوری غافلگیرت م...

@nphotography

هدیه شایسته به خدا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط