ناگهان آیینه حیران شد گمان کردم تویی

ناگهان آیینه حیران شد، گمان کردم تویی
ماه پشت ابر پنهان شد، گمان کردم تویی

👤فاضل نظری
دیدگاه ها (۶)

از کربلا جاموندم...

تا کی در انتظار گذاری به زاریم باز آی بعد از اینهمه چشم انتظاریم دیشب به یاد زلف تو در پرده‌های ساز جان سوز بود شرح سیه روزگاریم #شهریار

دوست مجازی من

#حلالت_نمیکنم

📱ماه پشت ابر من...😭#رهبر_شهید#صبح_انتظار

رمان اوردم واستون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط