تا کی در انتظار گذاری به زاریم باز آی بعد از اینهمه چشم انتظاریم دیشب به یاد زلف تو در پرده‌های ساز جان سوز بود شرح سیه روزگاریم #شهریار

دیدگاه ها (۱)

قطار .خستگی ام را کشان کشان میبرد

رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد ♬!دلشوره ی ما بود، دل آرام ج...

از کربلا جاموندم...

ناگهان آیینه حیران شد، گمان کردم توییماه پشت ابر پنهان شد، گ...

صدای هلهله می آید....و تو یاد کدامین روز می افتی....آری.... ...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-²⁸وارد شرکت شد و سمت میز منشی رفت و به به...

ₘᵧ ₗᵢₜₜₗₑ ᵦₐₗₗₑᵣᵢₙₐ | ₚₐᵣₜ ₇پلک های سنگینش رو باز کرد و با ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط