من دیگر هیچ اعتمادی به قلب و دلم ندارم!

من دیگر هیچ اعتمادی به قلب و دلم ندارم!
نمیدانم چه اسمی دارد این
" بی حسی هایِ دردآور "
بعضی وقت ها جایِ خالی هیچ کسی را حس نمی کنم و می گویم : همان بهتر که نیست !
امّا بعضی از روزها دلتنگ می شوم جوری که می نشینم و عکس هایش را نگاه می کنم ، جوری که اشک هایم بند نمی آیند و بغضم گلوام را فشار میدهد ...
گاهی ازاین حالِ تنهایی خوشحالم ، امّا گاهی وقت ها همین تنهایی به جانم می افتد و جانم را می گیرد ...
این بی حسی ها خیلی دردآورند ...
دیدگاه ها (۹)

گاهی بعضی آدم‌ها وارد رابطه‌ای می‌شوند که از همان ابتدا می‌د...

گاهی بعضی آدم‌ها وارد رابطه‌ای می‌شوند که از همان ابتدا می‌د...

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

گاهی بعضی آدم‌ها وارد رابطه‌ای می‌شوند که از همان ابتدا می‌د...

گاهی بعضی آدم‌ها وارد رابطه‌ای می‌شوند که از همان ابتدا می‌د...

گاهی بعضی آدم‌ها وارد رابطه‌ای می‌شوند که از همان ابتدا می‌د...

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

╭─── ⋆。°✩°。⋆ ───╮ ♡ پاتریک راست میگه... ♡☆゜・。。・゜゜・。。・゜★₊˚⊹♡ ...

یک روز، میان تمام چیزهایی که از دست داده‌ای،به عقب نگاه می‌ک...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط