تو بیمارستان بودم یه گودزیلا رو اورده بودنش امپول بزنه .

تو بیمارستان بودم یه گودزیلا رو اورده بودنش امپول بزنه .......

پرستار گفت :

بخواب آمپولتو بزنم …

بچه گفت :

خوابم نمیاد …
دیدگاه ها (۴)

من بچه بودم حدود چهار پنج سالم بود اون موقع خواهرم داشت به د...

dark love

پدر یکی از مریضامون که بچه اش تو کماست امروز برا کل بیمارستا...

صبح تو راه‌آهن بودم که اتفاق عجیبی توجهم رو جلب کرد؛دو تا بچ...

رمان تو خود منی

پارت ۳

گمشده در روشنایی. P 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط