سلامتی کارگری که صاحب کارش به ناحق زدتوگوشس رفت که لباسش

سلامتی کارگری که صاحب کارش به ناحق زدتوگوشس رفت که لباسش عوض کنه بره خونه......
اما
یاد خرج مادر مریضش افتاد
یاد اجاره خونه
جهیزیه دخترش
شهریه دانشگاه پسرش
برگشت به صاحب کارش گفت منو ببخش
دیدگاه ها (۱)

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁹---سالن ساکت شد.همه به...

پارت 2ا.ت لباس هایش را پوشید ولی احساس می‌کرد که خیلی ساده ا...

سناریو جونگکوک

پارت ۱ ویو ا.ت مثل همیشه نامجون با اون جِدیتی که فقط جلوی دا...

#ارباب‌سنگدل #پارت_35_آخرین‌پارت شش سال بعد >>از پله ها ر...

P10کانال های تلویزیون رو بی‌هدف میگشت،درواقع جسمش داشت این ک...

رمان جونگ کوک

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط