عاغا صبح تو مترو خوابم برد یه دفعه کلم خورد به میله

عاغا صبح تو مترو خوابم برد یه دفعه کلم خورد به میله
.
.
.
.
.
واسه اینکه ضایع نشم هر دو سه دقیقه یکبار کلم رو میکوبیدم به میله تا ملت فکر کنن خیلی داغونم!
دیدگاه ها (۴)

رومان عشق پنهانی (پارت4)

📗زنی به عنوان حیوان خونگی یه مار داشت و خیلی اون مارو دوست د...

Enemys Embrsce [ part ۲۹ ]

dark love

رمان

پارت ۱۷ : خب فکر کنم عاشقت شدم! will,i fill i love you

بلولاک

شاهزاده دوست داشتنی من

اتــاق 𝟕𝟎𝟕⁴«بالاخره برگشتی...»جونگکوک همون‌جا وایساد.«چی؟»پی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط