گلی دارم به دور از دیدگانم،
ولی ساکن میان قلب و جانم!
که

گلی دارم به دور از دیدگانم،
ولی ساکن میان قلب و جانم!
که گهگاهی کند یادی ز خاکش،
فدای آن گل و آن قلب پاکش
ولی افسوس که آن گل نیست با ما،
دلش با دیگری جسمش در اینجا ...
دیدگاه ها (۴)

زندگی کوزه آبی خنک و رنگین است/ آب این کوزه گهی تلخ گهی شور ...

عزیزم

زندگی"باغی"استکه باعشق"باقی"است"مشغول دل"باشنه"دل مشغول"بیشت...

صبرت که تمام شد نرو.....منتظر بمانشایدقشنگ ترین احساس از آن ...

از سرتاسر زندگیش بیزار شد ، از همه چیز و همه کس سر خورده بود...

Dana-Apada

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط