خدا سفالگری چیرهدست و ماهر شد

خدا سفالگری چیره‌دست و ماهر شد
شبی که با هیجان پیکر تو حاضر شد

فرشته‌ها لب چشمه به سجده افتادند
همین‌که ماه تمامت در آب ظاهر شد

به نام تو که دو چشمت بشارت رودند
زمین بایر دنیا دوباره دایر شد

غم تو جوهر عرفان و عشق و فلسفه است
دلم چو یافت تو را صاحب جواهر شد

تو حسن مطلع ناب قصیده‌ی ازلی!
خدا همین که تو را آفرید، شاعر شد

#کبری_موسوی_قهفرخی
#ویسگون
#عاشقانه
#مخاطب_خاص
دیدگاه ها (۳)

عاشقی کنیددیوونگی بیشترنترسید برای کار و مشغله همیشه وقت هست...

چو آه در تن بی روح نی دمیده شدمسکوت بودم و با یک نفس شنیده ش...

خدا پس از آن که تو را به من معرفی کرد         به خانه‌اش برگ...

خدا سفالگری چیره‌دست و ماهر شدشبی که با هیجان پیکر تو حاضر ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط