چو آه در تن بی روح نی دمیده شدم


چو آه در تن بی روح نی دمیده شدم
سکوت بودم و با یک نفس شنیده شدم

شبیه سایه، عدم بود هستی‌ام اما
به هر طرف نظر انداخت نور، دیده شدم

همین که چشمه‌ی عشق تو در دلم جوشید
ز کوه صبر به دشت جنون کشیده شدم

تو سیب سرخی و من برگ سبز، خوشحالم
که در کنار تو بودم که با تو چیده شدم

قسم به آه که فاضل ندارد از خود هیچ
من از اضافهء خاک تو آفریده شدم...

#فاضل_نظری
#ویسگون
#عاشقانه
#مخاطب_خاص
#دوستت_دارم
دیدگاه ها (۰)

خدا پس از آن که تو را به من معرفی کرد         به خانه‌اش برگ...

عشـق… ما را به رهایی می کشد...!به گوشه‌ای دنج!به خیالی آرام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط