گفتمش دل میخری ؟

گفتمش دل میخری ؟
پرسید چند؟
گفتمش دل مال تو تنها بخند
خنده ای کرد و دل ز دستانم ربود
تا به خود باز امدم او رفته بود
دل زدستش روی خاک افتاده بود
جای پایش روی دل جا مانده بود
 
تو اگر باز کنی پنجره ای سمت دلت
میتوان گفت که من چلچله لال توام
مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف
سخت محتاج به گرمای پر و بال توام . . .
 
 
درون سینه آهی سرد دارم
رخی پژمرده ، رنگی زرد دارم
ندانم عاشقم؟ مستم؟ چه هستم؟
همی دانم دلی پر درد دارم
 
 
به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همه دریا از آن ما کن ای دوست
دلم دریا شد ودادم به دستت
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست
دیدگاه ها (۲۷)

P¹²The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

وقتی دوست پسرت تولدت رو فراموش کرد💛پارت ۳(last part) با چیزی...

ادامه سناریو اگه براشون روز مرد کادو بخریم : ران : ات : رااا...

در نیمه های شب پارت سیزدهم (فلش بک به زندگی زاندر)

★彡   Part 15 彡★ صدای نوتیف پی در پی گوشی روی مخم رژه میرفت.و...

رمان تهیونگ

محو زیبایی او پارت ۲۳ویو تهیونگ چالش خطرناک چرا من در موردش ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 118✦...................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط