نمی‌دانی چه لذتی دارد که واژه‌ها را به آغوش هم بسپاری و ا

نمی‌دانی چه لذتی دارد که واژه‌ها را به آغوش هم بسپاری و از آن‌ها بزمی بسازی
تا با چنگ گیسوان اندیشه‌های نابت درآمیزد و امواجی خروشان به پا کند تا زندگی نسلی را به تغییر کشاند…

رفتارهای ما بر اساس تصاویر ذهنی ما شکل می‌گیرد
و آنگاه احساس با آن‌ها در هم می‌آمیزد و لحظات ما را رقم می‌زند…
این پیکر مقدس را با هر تصویری از گذشته‌ات به قربانگاه احساسات منفی نکشان…
اینجا (ذهن معرکه‌ات را می‌گویم…) شاهکار وجود توست که اگر بر چشم‌هایش تصاویر شکوه و قدرت و عظمتت را نشانی، قلبت را درآغوش می‌گیرد و تو را با تمام زخم‌هایت به میان ابرها می‌کشاند…

آنوقت احساس رهایی می‌کنی و عطر امید را جوانه‌های جانت، نفس می‌کشند و با چشمانی اشکبار برمی‌خیزی،

با دردهایت برمی‌خیزی،
با تمام شکست‌هایت برمیخیزی و زندگی را از نو زندگی می‌کنی…
تو راهی غیر از این بروی، مرگ تدریجی رویاهات را بازخوانی می‌کنی…
به آتش بکش آنان را که نمی‌خواهند تو و اقتدارت را باور کنند…
زیرا اگر تو برخیزی، آنان از کمر بر خاک راهت فرش خواهند شد در زیر گام‌های سلطنیت…

دوستت دارم مهربان مخلوق خدایی…
@Dmkhoda #کانال_درمحضرخدا
🌸 🌷 🌸
دیدگاه ها (۲)

تقدیم به جانانم که مهرش امید را در وجودم جاودانه میسازد:🫀🫂آر...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۴✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

پروانه جان

سناریو جونگکوک

عاشقانه های شبنم

جونگ‌کوک عزیز،امروز، اول سپتامبر، روزی است که جهان یک هدیه گ...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

پارت سوم_جایی میان ما تهیونگ تا صبح نتوانست بخوابد.حرف‌های م...

سناریو ی ماه سرخ: پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط