یه وقتایی دیگه نمیشه موند

یه وقتایی دیگه نمیشه موند
چون احساس زیادی باقی نمونده.
باید بی صدا رفت
و پشت حجم خاطره ها
تنهاییِ تلخ را زندگی کرد؛
و تنهایی آخرین برگ دفتر عشق است.
دیدگاه ها (۱)

حسین پناهی حرف قشنگی زد،گفت:دیدی وقتی یه بادوم تلخ میخوری؟!!...

بچه ها بعضی حس‌ها نه گفتنی‌ان، نه نوشتنی… فقط یه گوشه از دل ...

🍓 مشتری همیشگی 🍰 فصل دوم : پارت ۱۱روز بعد، نامیرا جلوی آینه ...

از بعد رفتنت دیگه هیچی مثل قبل نشد.انگار قلبم وارد یه زمستون...

اوچیها شیسویی

خیلی از کپشن هایی که آدم توی پیجش میزارهریشه در زندگی حقیقیم...

بعضی آدما رو نمیشه فقط دوست داشت…باید نشست و تماشاشون کرد،از...

پارت ۱۳...

* صحبت‌های پایانی جیمین در کنسرت پرو 🇵🇪🐥: بچه‌ها، ما از همون...

چون پارت ۱۱ زیاد بود دوتا فرستادم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط