وقتی که دلتنگ باشیم

وقتی که دلتنگ باشیم
دیگر فرقی میان زندگی و مرگ نیست
چشمهای بسته
ترانه های آرام
اشکهای نم نم
حتی در میان بغض های نفس گیر خندیدن
دیگر چه فرقی می کند
که کی یا کجا....
ارام ارام زمزمه میکنی
تمام حجم نبودنش را
در میان هجاهای کوتاه ، کوتاه
که بغض امان امتدادش را در مشتِ فشرده
حبس کرده است...
میخوانی
می نوازی
نرم نرم
اهسته اهسته
نه.... کسی که باید اینجا نیست!
نه.... اویی که باید
در جایی که نباید....
برای ترانه هایت
شعر دلتنگی می سراید...
تو بخوان...
نرم .. آهسته.. آرام .. آرام...
دیدگاه ها (۱۸)

بعد از چند ساعت، فضای خانه آرام‌تر شده بود. اعضا دور میز نشس...

جنگل نفرین شده پارت ۱۸

#تاج_و_طوفانپارت ۱۵۹: فقط همین یک امشبجونگ کوک مات زده به قی...

راز خون پارت سوم

داستان عاشقانه جدید

پارت ۲۷ — «چیزی که باید رسمی می‌شد»صبح روز بعد، خبر ازدواج ه...

معامله p16جونگ‌کوک انگشت‌هایش را آرام روی ملحفه کشید.«دردم خ...

p38

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ چند دقیقه بعد، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط