فردی سه عدد پرتقال خرید، اولی را پوست کند خراب بود، دومی

فردی سه عدد پرتقال خرید، اولی را پوست کند خراب بود، دومی را پوست کند بازم خراب بود. لامپ را خاموش کرد و سومی را خورد. گاهی باید خودمان را به ندیدن و نفهمیدن بزنیم تا بتوانیم زندگی کنیم
دیدگاه ها (۲)

🕯️🔥🥀 از خودگذشتگی گاهی شبیه بلاییه که سر شمع سمت چپ اومد... ...

هفت رکن تربیت سیاسی کودک و #نوجوانبا بازگشایی مدارس، فرزندان...

نسل‌های گذشته یک امتیاز بزرگ داشتند و ‌آن اینکه پدر و مادرها...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :ج) - دقت شود که ما ملت...

بسم الله الرحمن الرحیم تغییر، بخشی از زندگی است؛ همان‌طور که...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁷صبح روز بعد، هنوز کافئین کامل نرس...

پارت ۱۵چند روز از گردش آخر هفته گذشته بود.رابطه‌ی نیلسو و جو...

خسف | قصه سی و یکم: میراث رضا (ع) (بخش پایانی)

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟸 | هم‌کلاسیِ مزاحمسه روز از شروع دانشگاه گذشته ب...

پارت ۵۰ — بعد از اویونگی بعد از برگشتن به پایتخت، تقریباً هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط