دستم به سمت تلفن میرود و باز میگردد.....................!

دستم به سمت تلفن میرود و باز میگردد.....................!!
چون کودکی که به او گفته اند:
شیرینی روی میز
مال مهمان هاست.....................!!!!
دیدگاه ها (۱۵)

روزها پر و خالی میشوندمثل فنجان های چایدر کافه های بعد از ظه...

کاش همسایه مون بودی, هر روز بهت اینجوری صبح بخیر میگفتم 😊 ☺ ...

کیوسک های تلفن را جمع کرده اندو دوستت دارم ها را به انبار بر...

آنقدر یا رب یا رب بکنمتا دلت نرم شودبشوی یار خودم........!!

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۶: شیرینی‌های کوچ...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۳ویو راوی تهیونگ...

[چند پارتی]

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_24قهقهه بلندی زدم صورتم سرخ ...

شهید بابایی

همیشه کسانی هستند که مدام نا امیدمان کنندو خیال کنند باز هم ...

چند پارتی

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_56دستم روی میز نشست تمام وسا...

Intertwined fate of two enemies-part 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط