گفتمش:دل میخری پرسید چند؟

گفتمش:دل میخری پرسید چند؟

گفتمش:دل مال تو تنها بخند

خنده ای کرد و دل از دستم ربود

تا به خود باز آمدم او رفته بود

دل زدستش روی خاک افتاده بود

جای پایش روی دل جا مانده بود
دیدگاه ها (۲۰)

افتاده در چشم تو صاف

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

وقتی لب تو خنده زد

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part با لبخند به سمت ع...

فردا فردا کردن

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 197♡⁠。⁠)⁩رفتم ل...

مادرم نیست

رمان عشق ممنوع

پارت ۲۰: طلوع دوباره (پایان)تهیونگ با احتیاط، جوری که انگار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط