راستش را بگویم؟

راستش را بگویم؟
… سوختم!

سوختم و دم نزدم!
خواستم بگویم، فریاد بزنم…
اما باز هم سکوت کردم.. با سه نقطه!

همه ی نگفته هایم را می گذارم برای روز مبادا
روزی که در قصه ی من هرگز نمی آید…
روزی که در سرنوشت من طلسم شده است..

راستش را بگو..
بُردی؟!
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:¹⁹ویو: جونگ‌کوکچند دقیقه گذشت.هنوز...

رمان :«استاد من»پارت «اخر»(تابع قوانین ویسگون)ویو «ا/ت»با کا...

My professorChapter: 2Part: 112کمی ازش فاصله گرفتم و مشت‌های...

Thirteen

.......//برده ی زیبا//.......

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁹﴿ویو ات﴾سنگینی عجیبی روی پلک‌هایم حس م...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²ویو رینا___سه ماه از رو...

چند پارتی درخواستیـــــــــــــ💔🔪ــــــــــــوقتی ناخواسته ب...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط