چون شفق

چون شفق
گر چه مرا
باده ز خونِ جگر است

دلِ آزاده‌ام از صبح طربناک‌تر است
#رهی_معیری
دیدگاه ها (۱)

#wallpaper

بعضی اوقاتگوش دادنتنها راه کمک به یک انسان است...‎

دو چیز خیلی سر و صدا می کند:یکی خورده پول و دیگری خورده معلو...

غم نیست گر ز داغ تو میسوزدم جگرداری هزار سوخته من هم یکی دگر...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

درین بساط، به جز شربت شهادت نیستمیی که تلخی مرگ از گلو تواند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط