فیک مافیاها
فیک مافیاها
پارت ۳۳
شوگا: جوجه چیزی نیست یه خراشه فقط
ته: دستمال و یه تیکه پارچم واسه لای دندونای رئیس بردم. بیا جنی
جنی: جیمین یه کاری کن اینو بزار لای دندوناش و با این یکی عرقشو پاک کن
جیمن: باشه. همون کارو کرد. اصلا حرف نمیزنی اگه زیاد دردت اومد دستمو فشار بده
جنی: اروم پنسو بردم داخل زخم و دنبال گوله میگشتم
شوگا: محکم دستمالو گاز گرفتم و دستمو مشت کردم و چشامو بهم فشار میدادم
جنی: گلولرو پیدا کردم و کشیدمشبیرون و سریع گاز استریل رو گذاشتم رو زخم و با یه دست نخ بخیرو سوزن کردم و امپول بی حسی رو آماده کردم بعدش گاز و برداشتم و امپولو زدم و شروع کردم بخیه زدن
شوگا: یعی میکردم صدام در نیاد و از درد داد نزنم این چه گلوله ایه من قبلا گوله خورده بودم ولی اینقدر درد نداشت
جنی: رئیس گلوله گوله ی شکاری بودش و ممکن بود بمیرید خیلی خطر ناک بودش. داشت دستشو پانسمان میکرد
ته: کدوم حرومزاده هایی این کارو کردن. عصبی
کوک: به لیسا میگم رد دوربینارو بزنه کارشونو میسازیم
شوگا: دستمالو از دهنش در اورد. فردا یه مهمونی هست اونجا کارشو میسازیم نگران نباشید. نفس نفس. جنی یه مسکن بزن دردم اروم شه
جنی: چشم رئیس. یه مسکن در اوردم و زد بهش
جیمین: هیونگ چرا مراقب نبودی. بغض
شوگا: جوجه این چیزا عادیه گریه نکن
جیمین: اگه چیزیت میشد من چیکار میکردممم. گریه
شوگا: هنوز که چیزی نشده جوجه نگران نباش. بی حال
جیمین: گریه شدید محکم بغلش کرد جوری که به دستش فشار نیاد
شوگا: با دستی که تیر نخورده بود بغلش کرد. اروم باش
تهکوک. خنده ریز
جنی: بهتره یه کم بخوابه تا حالش بهتر شه
ته: رئیس میتونید بلند شید
شوگا: اره دستم تیر خورده نه پاهام که
کوک: بزارید کمکتون کنیم
جیمین: ازش جدا شدو زیر دست سالمشو گرفت. بلند شو
شوگا: اروم با کمک جیمین بلند شدم و کوکم اومد دستمو گرفت و رفتم داخل اتاق و رو تخت دراز کشیدم
جیمین: رفتم پایین و یه تشت پر اب سرد و دستمال اوردم و نشستم کنار شوگا
شوگا: جوجه من خوبم لازم نیست این کارو کنی. خنده اروم
جیمین: ساکت شو اعصاب ندارم. اخم بغض
شوگا: چشامو گذاشتم رو هم و شدید خوابم میومد
جیمین: بگیر بخواب یه کم معلومه خوابت میاد
شوگا: باشه جوجم. خنده اروم
جیمین: اروم دستمالو خیس میکردم و میکشیدم رو صورتش و گردنش
شوگا: چشام سنگین شد و خوابیدم
پارت ۳۳
شوگا: جوجه چیزی نیست یه خراشه فقط
ته: دستمال و یه تیکه پارچم واسه لای دندونای رئیس بردم. بیا جنی
جنی: جیمین یه کاری کن اینو بزار لای دندوناش و با این یکی عرقشو پاک کن
جیمن: باشه. همون کارو کرد. اصلا حرف نمیزنی اگه زیاد دردت اومد دستمو فشار بده
جنی: اروم پنسو بردم داخل زخم و دنبال گوله میگشتم
شوگا: محکم دستمالو گاز گرفتم و دستمو مشت کردم و چشامو بهم فشار میدادم
جنی: گلولرو پیدا کردم و کشیدمشبیرون و سریع گاز استریل رو گذاشتم رو زخم و با یه دست نخ بخیرو سوزن کردم و امپول بی حسی رو آماده کردم بعدش گاز و برداشتم و امپولو زدم و شروع کردم بخیه زدن
شوگا: یعی میکردم صدام در نیاد و از درد داد نزنم این چه گلوله ایه من قبلا گوله خورده بودم ولی اینقدر درد نداشت
جنی: رئیس گلوله گوله ی شکاری بودش و ممکن بود بمیرید خیلی خطر ناک بودش. داشت دستشو پانسمان میکرد
ته: کدوم حرومزاده هایی این کارو کردن. عصبی
کوک: به لیسا میگم رد دوربینارو بزنه کارشونو میسازیم
شوگا: دستمالو از دهنش در اورد. فردا یه مهمونی هست اونجا کارشو میسازیم نگران نباشید. نفس نفس. جنی یه مسکن بزن دردم اروم شه
جنی: چشم رئیس. یه مسکن در اوردم و زد بهش
جیمین: هیونگ چرا مراقب نبودی. بغض
شوگا: جوجه این چیزا عادیه گریه نکن
جیمین: اگه چیزیت میشد من چیکار میکردممم. گریه
شوگا: هنوز که چیزی نشده جوجه نگران نباش. بی حال
جیمین: گریه شدید محکم بغلش کرد جوری که به دستش فشار نیاد
شوگا: با دستی که تیر نخورده بود بغلش کرد. اروم باش
تهکوک. خنده ریز
جنی: بهتره یه کم بخوابه تا حالش بهتر شه
ته: رئیس میتونید بلند شید
شوگا: اره دستم تیر خورده نه پاهام که
کوک: بزارید کمکتون کنیم
جیمین: ازش جدا شدو زیر دست سالمشو گرفت. بلند شو
شوگا: اروم با کمک جیمین بلند شدم و کوکم اومد دستمو گرفت و رفتم داخل اتاق و رو تخت دراز کشیدم
جیمین: رفتم پایین و یه تشت پر اب سرد و دستمال اوردم و نشستم کنار شوگا
شوگا: جوجه من خوبم لازم نیست این کارو کنی. خنده اروم
جیمین: ساکت شو اعصاب ندارم. اخم بغض
شوگا: چشامو گذاشتم رو هم و شدید خوابم میومد
جیمین: بگیر بخواب یه کم معلومه خوابت میاد
شوگا: باشه جوجم. خنده اروم
جیمین: اروم دستمالو خیس میکردم و میکشیدم رو صورتش و گردنش
شوگا: چشام سنگین شد و خوابیدم
- ۱۱۵
- ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط