میدانی همه ی اینها نقشه بود تا روزی از تمام آن ستاره ها
میدانی؟ همه ی اینها نقشه بود. تا روزی از تمام آن ستاره های فرو ریخته دسته گلی سازم برای روی زیباتر از یاقوتت ولی حال فکر کنم من ماندم و آسمانی تاریک با بغل بغل ستاره که در آغوشم جان میدهند.
@min_boora :
ستاره های در اغوشت را بازمی گردانی به اسمان تاریکت و فکر می کنی؛ ایا ان ها باز هم خواهند درخشید؟ حال نیز چشم هایت بی فروغ شده اند روشنایی ای برای تو وجود ندارد تمامش را برد و اینجا تاریکست حتی با ستاره هایی بی پوشش ابر ها..
@min_boora :
ستاره های در اغوشت را بازمی گردانی به اسمان تاریکت و فکر می کنی؛ ایا ان ها باز هم خواهند درخشید؟ حال نیز چشم هایت بی فروغ شده اند روشنایی ای برای تو وجود ندارد تمامش را برد و اینجا تاریکست حتی با ستاره هایی بی پوشش ابر ها..
- ۱۲.۲k
- ۰۱ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط