واقعی

واقعی
تو جاده شمال بودیم. خالم داشت رانندگی می کرد بعد تابلو زده بودن با دنده سنگین حرکت کنید
خالم گفت چی نوشته؟ باد نده سنگین حرکت کن یعنی چی؟
یعنی ما داشتیم صندلی هارو گاز می زدیم؛ -))
دیدگاه ها (۲)

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟝چشمهایش قدرت خدا رابه رخ می‌کشند.𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃...

«نفرت و عشق».📖 فصل اول – پارت دوم🚬 [از زبان پریسا]محکم دستمو...

پارت ۱۰ بچه ها ببخشید اگه اشتباه تایپی داشت من تازه ناخن گذا...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۲ پارتصبح روز بعد، وقت...

مافیای من — قسمت ۱۹رازی که به او مربوط بودماشین همچنان در سک...

پارت دهم: چهره‌ی خیانتکار 🥀🖤اتاق کنترل در سکوت فرو رفته بود....

رمان خون‌آشام من پارت ۳تهیونگ و کوک سوار موتور شدن و تهیونگ ...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌وششم 𓆪 🖤🥀اسما با شنیدن آن صدا بی‌اختیار ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط