سلام، چطورین؟

سلام، چطورین؟
دو پارتی ((جانگ کوک))
موضوع: روز ازدواج ا/ت و جانگ کوک

ویو ا/ت: امروز خیلی خوشحالم چون قراره با جانگ کوک ازدواج کنم خیلی استرس دارم و وقتی استرس دارم دست و پا جلفتی میشم و میترسم تو تالار هم دست و پا جلفتی شم

ویو جانگ کوک: بلاخره دارم با دختری که دوست دارم ازدواج میکنم و داماد میشم خیلی خوشحالم

ا/ت برای اماده شدن با مادرو خواهرش به آرایشگاه رفتن و حاظر شدن و جانگ کوک آمد و به ا/ت زنگ زد
(+جانگ کوک،،،،_ا/ت)
+سلام بیبی تموم شد کارتون
_اره جانگ کوک کجایی؟
+دم درم بیا پایین
_اوکی
ا/ت و مادرو خواهرش رفتند پایین و ا/ت سوار ماشین عروس شد و به سمت تالار حرکت کردند
و بلاخره رسیدند
+بریم
_یه لحظه خیلی استرس دارم
+اشغالی نداره بیا بریم استرست کم میشه
_باشه
و ا/ت و جانگ کوک از ماشین پیاده شدند و همه به آنها دست زدند و آنها خجالت کشیدند و رفتند به داخل تالار و روی صندلی نشستن
_جانگ کوک دارم از استرس و خجالت آب میشم
+خجالت نداره که منم استرس دارم اما فقط نیم ساعته بعد نیم ساعت تموم میشه میریم خونه
_تو خونه چیکار میکنیم؟
+هیچی خوش میگذرونیم
_یعنی چی؟
+هر وقت رفتیم خونه میفهمی
و سکم گذشت و نوبت سخنرانی برادر جانگ کوک شد و بعد مراسم عروسی تموم شد و ا/ت و جانگ کوک سوار ماشین شدند و به سمت خونه حرکت کردند و رسیدند دم در که جانگ کوک در ماشین و برای ا/ت باز کرد و گفت: لیدی نمیخواین پیاده شین و با آقای جانگ کوک برین خونتون
_چراکه نه
و ا/ت پیاده شد و همراه جانگ کوک وارد خانه شد و وقتی وارد خانه شد شمع های روشنی را دید و خوشحال شد
_واو آقای جانگ کوک. چیکارا نکردن من میرم لباسمو عوض کنم و بیام
+اوکی بیبی
ا/ت رفت اتاق تا لباس عروسی را در بیاورد که جانگ. کوک امد و گفت: بیبی کمک نمیخوای
_چرا اتفاقا میخوام بیا زیپ این لباسو باز کن
+ اوکی
و جانگ کوک زیپ لباس ا/ت رو باز کرد و دستش رو از توی لباس به شکم ا/ت گذاشت و گفت: میای یکم خوشگذرونی کنیم
_چراکه نه
+پس لباست رو در بیارو روی تخت دراز بکش
ا/ت لباسش و در اورد فقط سوتین و شرتش مونده بود و بعد روی تخت دراز کشید
_جانگ کوک من اولین بارمه میشه یکم اروم کنی
+آیم ساری ولی امشب شب درد کشیدنته بیب
_پس نمیخوام
که جانگ کوک رو ا/ت خیمه زد و گفت: بیب بایدم بخوای
و شروع کرد به بوسیدن لبای ا/ت طوری بوسید که از لبای ا/ت خون میومد که ا/ت طاقت نیاورد و ناله کرد و کوک گفت: صدات خیلی خوبه اما صداتو هدر نده نگه دار برای جاهای حساس و روی گردن ا/ت کیس مارک های وحشتناکی گذاشت که گردن ا/ت از درد بی حس شد و جانگ کوک پاشد و گفت اه طاقت ندارم و دوباره لبای ا/ت رو بوسید که در همین لحظه سوتین ا/ت رو باز کرد و یکی از سینه های ا/ت رو داخل دهنش کرد و شروع کرد به مکیدن
دیدگاه ها (۰)

لیسا ♡واقعا کیوته♡♡

ฅ^•ﻌ•^ฅ ฅ^•ﻌ•^ฅ

حمایت پلیززززززززززز♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡^حمایت استی°حمایت آرمی

کیوتچه ♡♡♡♡

پرنسس من ۲۹

پارت ۱۶🖤❤️خوناشام خشن من ❤️🖤ادامه ی ویو ا/تا/ت : غذا درست کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط