شب، ندارد سرِخواب...

شب، ندارد سرِخواب...

شاخِ مایوسِ یکی پیچکِ خُشک
پنجه بر شیشه ی در می ساید

من ندارم سرِ یأس،
زیر بی حوصلگی های شب، از دورادور
ضربِ آهسته ی پاهای کسی می آید...

#شاملو
دیدگاه ها (۱۷)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

*.the Law of Violence.*

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️باران از عصر شروع شده بود.تا ساعت نه شب، ت...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁸ویو جیهوپنور چراغ‌های ز...

اسم: عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۱۲از زبان راویجنگل کم‌کم ...

در سرهای بچه داری پارت ۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط