به خدا گفتم

به خدا گفتم:
از بازي آدمهايت خسته شده ام!
چرا مرا از خاک آفریدی؟
چرا از آتش نيستم !؟
تا هرکه قصد داشت بامن بازی کند،
او را بسوزانم !

خدا گفت: تو را از خاک آفريدم
تا بسازي، نه بسوزاني !
تو را از خاک، از عنصري برتر ساختم
تا با آب گـِل شوي و زندگي ببخشي
از خاک آفریدم تا اگر آتشت زنند !
بازهم زندگي کني و پخته تر شوي 
با خاک ساختمت تا همراه باد برقصي
تا اگر هزار بار تو را بازی دادند، تو
برخيزي ! سر برآوري !
در قلبت دانهٔ عشق بکاري !
و رشد دهي و از ميوهٔ شيرينش
زندگی را دگرگون سازی !
پس به خاک بودنت ببال ...

و من هیچ نداشتم تا بگویم ...!❤️
دیدگاه ها (۰)

گاهی فقط بی‌خیال باش...وقتی قادر به تغییرِ بعضی چیزها نیستی؛...

خدایاکمکم کن تا رد نور تو رادر پیشامدها و راه هادر همۀ مسیره...

به خدا گفتم: از بازي آدمهايت خسته شده ام! چرا مرا از خاک آفر...

آدم ها خسته که شدند؛بی صدا تر از همیشه می‌روند!احساسشان را ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط