دلتنگم...

دلتنگم...
لبخند دروغکی چرا...
خوب نیستم...مثل قرصی که نیمه شب،بدون آب گیر میکند،
گیر کرده ام در گلوی زندگی...
کاش میتوانستم راحت حرف بزنم...
چیزی بگویم از دلتنگی..
میان آدم های این اتاق مجازی،
فقط میگویم دلتنگم...!!!
دیدگاه ها (۳)

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۱ پارتنیمه‌شب بود و هنوز...

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت ۳ ]نزدیک ظهر، وقتی ات...

The White Midnight** — نیمه‌شبِ سپیدPart:3کوک:خببب اه ا.ت:خی...

رمان اسیر خان پارت ششم ۶

چندپارتی تهیونگ

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۱۳

Intertwined fate of two enemies-part 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط