𝕡𝕒𝕣𝕥³⁸

𝕡𝕒𝕣𝕥³⁸
چند روز بعد"
طبق عادت با درد از زیر دلم و سمت پاهام بیدار شدم! این درد دیگ تقریبا داره برام عادت میشه! تهیونگ از همه جا بیخبر هرشب رابطه میخواد و منتظر بچس!
از روی اسکولیش لبخندی زدم و قوصی به بدنم دادم!
اومدم بلند بشم ک متوجه شدم شلوارم خیسه!
+وایی نع الان..
پریود شده بودم و قسمتی از تخت رو هم به گند کشیده بودم!
سریع رفتم و جمعش کردم و لباس پوشیدم و کارای لازم رو انجام دادم و رفتم پایین!
+وایی یه دونه پد بیشتر نیس! اما چطوری ب این وحشی بگم پریود شدم؟
لازم نیست بگم خودش تا شب متوجه میشه!
با پاهای ناقصم رفتم پایین!
انتظار داشتم مثل همیشه نه بیرون باشه اما
روی مبل نشسته بود و به عصبی روبروش خیره بود!
+سلام!
سرشو چرخوند و با چشاش ک آتیش ازش میبارید بهم زل زد!
از جاش بلند شد و روبروم وایساد وبرگه ای ک دستش بود رو داد دستم
_اینه نتایج تلاشام؟ بچه من کو؟
شکه بهش نگاه کردم و برگه رو ازش گرفتم
بازش کردم و خوندم
+ای..این یعنی چی؟
_یعنی ابروم پوچ یعنی کلی نصیحت و چرت و پرتای بقیه و بابام!! میفهمی(عربده)
+هقق
_ات تو چیکار کردی؟ اخه چرا کاری میکنی اذیتت کنم؟ ببینم تو چیزی متوحه نشدی؟ تو متوجه نشدی بچمون سقط شد؟
وقتی گفت سقط تمام بدنم لرزید!
+بچههه؟!
_اره بچمون!
وایی من چیکار کردم،من بچمو سقط کردم! نع خدایا!
آشفته و گریون رو زمین نشستم!
+هقق
_الان بگو من چیکار کنم؟(باداد) جواب پدرمو چی بدم؟ بگم نتونستم درست بکارم سقط شد؟
+هقق انقدر اذیت نکن و حالم بهتر تونیس! میفهمی(باداد)
چند دقیقه ای ویلون دور خونه راه رفت و بعدم از خونه زد بیرون!
ویو ته
پدرم بهم گفته بود ک برم و آزمایش رو بهش نشون بدم و آدماشو فرستاده بود دم در!
رفتم و سوار ماشنشون شدم و رفتم عمارت بابام!
اجوما=بفرمایین اقا پدرتون توی حیاط منتظر شمان!
رفتم و کنار صندلیش وایسادم و آزمایش رو گرفتم سمتش!
پیپ رو از دهنش بیرون اورد و گفت
پ/ت=بگو ک پدربزرگ شدم؟
_م..من..متاسفم!
آشفته بلند شد و بهم نگاه کرد
پ/ت= نتونستی؟ مگ چ مشکلی بود؟ چی کم بود؟ کجا کم کاری کردی؟
_من کم نزاشتم بچه سقط شد!
پ/ت=واییی نع الان میدونی این یعنی چی؟؟ من اینا حالیم نیس فقط برو! الان فقط برو ببینم چیکار کنم!
عصبی از خونه زدم بیرون!
_ات....دستم بهت نرسع!


شّرّاّیّطّ
لایک ۴۴(دیگع رحم نمی کنم😏)

کامنت ۳۳




اگـہ مے خواے بقیشو بخونے لایک کن بیب🫀🍷◡̈⃝ㅤ


#فیک
#هیونجین
#ته
#ات
#ایمات
#ادیمن
دیدگاه ها (۱۷۹)

𝕡𝕒𝕣𝕥³⁹رفتم خونه و داشتم میرفتم سمت اتاق ات ک +چی شد؟(گریون)ع...

𝕡𝕒𝕣𝕥⁴⁰ویو اتمن چیکار کردم؟ من با دستای خودم بچمو کشتم؟ هققق ...

𝕡𝕒𝕣𝕥³⁷_ببین حوصله دعوا ندارم!دهنتو باز کن!این لقمه رو ک خورد...

هییییییگشادیم می یاد بنویسممم

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

which one part 11ک. این وقت شب اینجا چیکار میکنی(جدی) ن. خب ...

سناریو اینوپی پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط