امروز یه بازاریاب جارو برقی اومد در خونمون رو زد.

امروز یه بازاریاب جارو برقی اومد در خونمون رو زد.
تا درو وا کردم قبل از اینکه حرف بزنم پرید تو خونه :|
یه کیسه کود گاوی خالی کرد رو فرشامون، بعد برگشت گفت اگه من قادر به جمع کردن و تمیز کردن همه ی اینا تو 3دقیقه با این جاروبرقی قدرتمند نباشم حاضرم همه ی اینا رو بخورم.
بهش گفتم: سس سفید میخوای یا قرمز؟
گفت چرا؟
گفتم: قبض برقو ندادیم ، صبح اومدن برقمونو قطع کردن.....
خخخخخههه
دیدگاه ها (۹)

فک نکن که ندید بَدیدم ولی من هیچ جایی شبیه ت ندیم !

بیااااایینﺯﯾﻦ ﭘﺲ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻭﺍﮊﻩ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ " خخخخخخخ" که مخففه (خی...

حوصلم سررفته بود به یه شماره ای اس ام اس دادم:ببخشید میتونم ...

بخونین به خداااااا ازخنده میمیرین !!!....................پا...

شاهکاری به نام دروغ

ستاره ی من(پارت 1)

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

پارت ۳۵

I'm not jealous part 59با بغض لب زد _این حرف آخرته؟لعنتی کاش...

پارت ۱ ویو ا.ت پرده ی اتاق رو کنار زدم و گذاشتم نور خورشید آ...

پشت نگاه سردت.. پارت ۱۳فقط همین یه کلمه برای من کافی بود.یه...

شروع پآرت¹ فیک جدید(:#خون تقلبی🗣**دبیرستان سِئول ، زنگ تفریح...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁷صبح روز بعد، هنوز کافئین کامل نرس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط