I'm not jealous

I'm not jealous
part 24
نگاهی بهم انداخت و لب زد

§چی بهش گفتی که اینجوری بهم ریخت و رفت ؟

نزدیک بود خندم بگیره

+اون مثلا بهم ریخت؟

ابرویی بالا انداخت و با کنجکاوی نگاهم کرد


§بالاخره من که خواهرشم میدونم چشه

بدون مکث گفتم

+هیچی فقط بهش گفتم که دوست پسرم خیلی کراشه

هینی کشید و نا باور بهم خیره شد

§یعنی چی دیوانه شدی؟

چشمکی زدم و گفتم

+روش پروندن کراش صد درصد تضمینی

یهو یادم افتاد خود این بشر هم گفت دوست دختر داره

+صبر کن.. مطمئنی داداشت تو رابطه نیست؟

سرشو تکون داد و گفت

§آره بابا..همچین آدمی نیست..تا حالا با هیچ دختری قرار نداشته..ولی صبر کن تو دوست پسرداری ؟

+یکی داشتم ولی مجازی بود

§نگو اِی آی بود؟

+نه بابا آدم بود..ولی جوابمو نداد..از وقتی اومدم سعول

§اوه..که اینطور

تقه ای به در خورد و یهو مامانم وارد اتاق شد
لبخند کم جونی زد و بعد از کلی بوس بغل از فک فامیلش تازه یادش اومد من و تهیونگی هم وجود داریم

&بچه ها..ما تا چند ماه آینده اینجا می‌مونیم

با صدای بلندی گفتم

+چییییییی

&همین که شنیدی..اتاق ها و وسایلتون هم آماده است..هر چی می‌خواستین میتونید به خدمتکار بگید براتون آماده می‌کنه


مگه میشه همینجوری ماستی ماستی ؟
وای مثل اینکه شد
چون در حال حاضر دارم توی بغل کراشی که حتی فکر نمی‌کردم تبدیل به دوست بشه پرسه میزنم
دیدگاه ها (۶)

I'm not jealous part 25چند ساعت قبللامصب حتی لباس خونه ای ها...

I'm not jealous part 23بقیه بچه ها دو به دو مشغول حرف زدن بو...

I'm not jealous part 22جوری افتاده بودم توی بغلش که سرم تقری...

☆خوناشامی که عاشق شد☆#𝑃𝐴𝑅𝑇_2 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط