دل بستن به سایه ها تاوان سنگینی

دل بستن به سایه ها تاوان سنگینی

دارد-

باید همیشه پشت به خورشید بایستی-

و بدانی که آفتاب -

درچه ساعتی غروب می کند-

سایه هامرام عجیبی دارند-

می آیند عاشقت می کنند-

و دم غروب می روند-

به دنبال بی سرانجامیشان می روند-

همیشه روزهای ابری نگرانم-

میترسم سایه ای که عاشقش بودم-

راه خانه را گم کند-

و دل به کسی ببندد-

که در جایی دورتر -

رو به خورشید قدم می زند..!
دیدگاه ها (۳۵)

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

سینا، با آن بدنِ لرزان و ذهنی که انگار دارد از هم می‌پاشد، ب...

در میان هیاهوی روزگار و تکرار بی‌امان لحظه‌ها، گاهی در سکوتِ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ روی صفحه‌ی گوشی‌ات...

نیکزاد افرسی نیا هرسین کرمانشاه معنای زندگی

پارت ۵۲صدایِ باز شدنِ درِ اصلیِ عمارت، مثلِ یک پتکِ سنگین تو...

007-آلما ویسکی - پارت ۶۰

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۳‌در انتهای تونل، در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط