پارت ۱۶۷

پارت ۱۶۷

تنهاییم زیاد نبود چون بعد از چند دقیقه هیونجین با یه دختر شیک و خوش پوش اومد داخل

-عزیزم ، خانم دکتر اومدن معاینه ات کنن ، اگه وضعیتت بد باشه میریم بیمارستان

چرا داشت ادای ادمای نگران و عاشقو درمیاورد؟ دختره نزدیکم شد

دکتر: خونریزی داری ؟ چیزی نیست طبیعیه برای بار اول ،شماهم یکمی ترسیدینو خودتونو حسابی منقبض کردیدن

پوزخندی زدم

-بهم تجا*وز کردی چرا بهش نگفتی ؟ نگران ابروت بودی؟

دختره نگاهی بینمون ردو بدل کرد و بعد به هیونجین رو کرد

دکتر: همسرتون نیستن ؟ میدونید جرم تجا*وز کردن به...

-زنمه ، بعدشم لازم نیست قانونو برام شرح بدی معاینتو کن و برو!

دکتره نگاهی به من کردو کمی اخم کرد:

دکتر: برید بیرون اقای هوانگ ، انگار همسرتون راحت نیستن جلوتون معاینشون کنم

-خیلیم راحته

+ برید بیرون...دکتر نمیخوام!


دکتر: اما عزیزم ، شاید رحمتون اسیب دیده باشه

لیوانی که روی میز پاتختی بود رو برداشتم و روی زمین انداختمش و همزمان باهاش داد زدم:

+گفتم نمیخوام معاینه ام کنی ، برید بیرون بزارید تویه حال خودم بمیرمم!
دیدگاه ها (۰)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و p25ویو هیونجین اه ات چرا ن...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

پارت ۱۳یون: نه نگو که ا/ت زنگ بزن دکترا/ت : اوکیکه مامانم زن...

برده عمارت جئون

ابلیس

professor Riddle, p50

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ Part...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط