تا زرد نگردد برگ

تا زرد نگردد برگ
تا درد نگردد مرگ
تا روزنه ی پندار
پشت و پس این دیوار
ویران نشود بی تاب
حیران نپرد از خواب
این است جهان ما
یخ بسته زبان ما
دریاب تو خیامی
بر گیر و بده جامی
امروز غنیمت درد
ساقی کجاست یک مرد
#شهزاد
دیدگاه ها (۳)

چون باد به کوی تو به هر لحظه دوانم ای جان جهانم بی مسکن و...

روز میلادم با آذر تلاقی کرده بودبغض سرشار مراپاییز تلافی کرد...

مهربان ، همچو بارانیپریشان ، مثل زندانیگدازان همچو آذرماهخرو...

مانده تا پاییز ، بی تابت کند مانده تا ، باران بُغض از درد بی...

بررسی شعر «مریض تخت آخری» از (کاظم بهمنی) از قطعه «مریض تخت ...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 178✦..........................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط