همیشـــه نمـــے شود خود را زد به بـــے خیـــالـــے و گفــ

همیشـــه نمـــے شود خود را زد به بـــے خیـــالـــے و گفــــت :
تنهــــا آمده ام ؛ تنهـــا مـــیروم …
یڪــ وقـــت هــایـــے !
شایـــد حتـــــے براے ساعتـــے یا دقیــقه اے ؛
ڪــم مــی آورے …
دل وامانـــده ات یــڪــ نفـــر را مـــــے خواهــد !
ڪـــــﮧ تـــا بینهـــــ ـایـــتـــ
عاشقانهـ دوستـــَش دارے
دیدگاه ها (۲)

ساعت از نیمه‌شب گذشته بودڪه گوشی‌ام لرزیدیڪ پیام آمده بود :س...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بودڪه گوشی‌ام لرزیدیڪ پیام آمده بود :س...

پدر یعنی تکیه‌گاهی که شاید کم حرف بزند، اما همیشه حواسش به ت...

گاهی آدم‌ها وارد زندگی‌مون می‌شن، بدون اینکه حتی خودشون بدون...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۲ات کنار جونگوک ایستاد.جونگوک نق...

بازم صلاح ملک خویش ...اما از نظر من شما فقط 5 سال فرصت داری ...

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

......//برده ی زیبا//......

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌙 ویو آتفردا بالاخره رسید.از صبح، هر چند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط