شب بخیر نمیگویی

شب بخیر نمیگویی
و مانند بیماری که
انتظارِ مرفین را میکشد
کلافه ام
خوابم نمیبرد...

#علی_سلطانی
دیدگاه ها (۱۰)

از تو در حال منفجر شدنم !در سرم بمب ساعتی دارم !شب که خوابم ...

پلیس هاتمام جیب هایم را گشتندکیفم راماشینم راامادلیلی برای م...

دلشوره دارم نازنین , دلشوره میفهمی ؟شاعر نبودی حال شاعر را ن...

نکند دست کسی،دست تو را لمس کند!!کاش این دلهره اینقدردل آزار ...

«بی خواب»غزل نمی‌چکد از چشم‌های بی‌خوابمکنار پنجره خشکیده قل...

فصل 1پارت 3به جای اینکه مثل مامانم گریه کنم ترسیده بودم واسه...

*سرنوشت*که یهو با گوشی مورد علاقم و کلی خوراکس رو به رو شدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط