پسرم 15

پسرم 15
ی بار آخرای تابستون چون مدرسه نی
من کلا شبا بیدارم ت گوشی میچرخم...
بعد داشتم آهنگ گوش میدادم صدای آهنگ کم بود خیلی کم بود بعد من یه اتاق دارم ولی اومده بودم توی حال و روی مبل نشسته بودم بعد آشپزخونه طرف راست من بود چراغ روشن بود (بقیه توی اتاق ها خواب بودن)
صدای پا اومد (صدای آهنگ کم بود شنیدم)
بعد گفتم حتما داداشمه اومده آب بخورع اهمیت ندادم بعد چون چراغا روشن بود (فقط توی آشپز خونه روشن بود)
بعد یه سایه بلند دیدم سرمو برگردوندم هندزفری رو در گوشم در آوردم دیدم هیچی نی سریع پاشدم وایسادم ولی همچنان سایه بود صدای لیوان ها لیوان ها تکون خورد ولی لیوانی ور داشته نشد
بعد شیر آب باز شد ولی شیر آب توی جایی ریخته نمیشد بعد صدای رد پا آومد و صدا ها قطع شد چن دیقه وایسادم دیدم اتفاقی برام نیفتاد بخدا راست میگم
دیدگاه ها (۲)

پسرم 14 سالمع ..یع بار تو همین عید رفته بودیم دهاتمون اندیکا...

سلام من پرهام ۱۸ ساله هستم دقیقا ۹ ساله پیش وقتی ۸ ساله بودم...

نکته عکس رو گرفتی ــــــــ؟ اگه نگرفتی دنبالش نیا چون خیلی ت...

بچم رو بغل کردم و توی تختش گذاشتم که بهم گفت: "بابایی زیر تخ...

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.37با حرفی که زد همه فک...

^رُمــــآنـــــ^ | [نــِفــرتـــ وَ عِــشــقـــ] ...

داستان ترسناک شووووماااا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط