تا گشودم پر خود شعله ی غم سوخت مرا

تا گشودم پر خود شعله ی غم سوخت مرا

کاش پروانه ی من قدرت پرواز نداشت

ملک دل را همه در کار محبت کردم

وای از این شهر که یک خانه برانداز نداشت
دیدگاه ها (۲)

ﺗﯿﻐﯽ ﺗﯿﺰﺗﺮﺳﺮﯼ ﺑﯽ ﻓﮑﺮﺭﯾﻪ ﺍﯼ ﭘﺮ ﺩﻭﺩﻫﻤﻪ ﻣﻦ ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪﻥﻭ ﺍﻏﺎ...

.. وقتی که به جای بمان... می گویی هر طور راحتی... بوی خیانت ...

گرگ ها را دوست دارم ؛ هیچوقت اشک نمیریزند؛ وقتی زخم میخورند ...

دل‌تنگی‌های آدمی راباد ترانه‌ای می‌خواندرویاهایش راآسمان پرس...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

#عاشقانه_های_من#دکلمه_های_زیبا #دکلمه_غمگین #زیبا #خاص #غمگی...

باز میگویم که دل  ،  .. دیوانه ی چشمان توست ؟خانه و کاشانه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط