تو آرام آمدی

تو آرام آمدی
نرم و بی صدا

مثل قطره ای باران بر قلبم چکیدی

به سان برف آرام آرام در من ذوب شدی
تکه ای از وجودم شدی...
در این سنگستان

نمی دانم تو را چه بنامم تو که آمدی آرام شدم چیزی در درونم خواند
این آغاز دوست داشتن است...
دیدگاه ها (۱)

...

گول ظاهر کسی رو نخوریدیه بار یه نفر گول ظاهر منو خورد ...

این بچه اینده درخشانی داره

Rodrigo Gomesنظرتون؟؟

آرام آرام آمدی و بر کویر دلم ریشه دواندی وبا باران محبتت زخم...

شب‌ها که دلتنگی‌ام به اوج می‌رسد، سرم را رو به آسمان می‌گیرم...

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط