عاشق عطر پیرهنش بودم
عاشق عطر پیرهنش بودم
وقتی میومد بیشتر از این که نگاهش کنم بوش میکردم
اون عطر تلخ ...
من خیلی از اون عطر خوشم میومد
ولی خودش میگفت دوستش نداره
میگفت بخاطر من ازش استفاده میکنه
وقتی میخواست اذیتم کنه میگفت :
« این عطره بو طالبی گندیده نمیده ؟ »
دلم برای اون بو تنگ شده
برای وقتی که تو مترو به بهانهبوی بد ، سرمو میگذاشتم رو سینهش و عطرشو به مشام میکشیدم
حس خوشایندی بود
دلم تنگ شده برای اون روزا
برای اون عطر تلخ
حالا وقتی دوباره ببینمش ، چه عطری زده ؟
باز هم باهام مهربون هست ؟
باز هم اجازه میده دستاشو بگیرم ؟
اصلا وقتی دیدمش انقدر بهم نزدیک میشه که عطرش به مشامم برسه ؟
چقدر بد که روزای خوب دوباره برنمیگردن
روزای خوب گذشته دیگه تکرار نمیشه
اون روزا رو فقط باید ساخت
شاید با یکی دیگه
شاید ..
وقتی میومد بیشتر از این که نگاهش کنم بوش میکردم
اون عطر تلخ ...
من خیلی از اون عطر خوشم میومد
ولی خودش میگفت دوستش نداره
میگفت بخاطر من ازش استفاده میکنه
وقتی میخواست اذیتم کنه میگفت :
« این عطره بو طالبی گندیده نمیده ؟ »
دلم برای اون بو تنگ شده
برای وقتی که تو مترو به بهانهبوی بد ، سرمو میگذاشتم رو سینهش و عطرشو به مشام میکشیدم
حس خوشایندی بود
دلم تنگ شده برای اون روزا
برای اون عطر تلخ
حالا وقتی دوباره ببینمش ، چه عطری زده ؟
باز هم باهام مهربون هست ؟
باز هم اجازه میده دستاشو بگیرم ؟
اصلا وقتی دیدمش انقدر بهم نزدیک میشه که عطرش به مشامم برسه ؟
چقدر بد که روزای خوب دوباره برنمیگردن
روزای خوب گذشته دیگه تکرار نمیشه
اون روزا رو فقط باید ساخت
شاید با یکی دیگه
شاید ..
- ۵.۶k
- ۲۱ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط