#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲
پارت ۷
ساعت ۹ ویو کوک
صبح با صدای آلارم گوشی بیدار شدم و رفتم دستشویی و کار های لازم رو انجام دادم. لباسم رو عوض کردم و رفتم پایین
اجوما : اوه شما حتما جناب جئون هستین من اجوما هستم
+ اجوما عه کوک بیدار شدی
- آره شب کی میای
+ احتمالا ساعت ۵ واسه چی
- هیچی همین جوری
اجوما : ارباب من میتونم امروز زود برم
+ اجوما چقدر بگم بهم نگو ارباب بگو تهیونگ . بله میتونید
اجوما : باشه پسرم مراقب خودت باش
+ چشم اجوما کوک خدا حافظ کار داشتی زنگ بزنی
- بهشه رمز کارتت
+ برات پیامک میکنم
- باشه . اجوما من امروز قراره برم با دوستام بیرون یه برنامه ای ریختم نیازی نیست شام درست کنی
اجوما: چشم قربان
- اینشکلی نگو شما ازم بزرگتر هستید منو جونگ‌کوک صدا کن
اجوما: چشم .
رفتم صبحانم رو خوردم و منتظر بودم پسرا بیان که پیام جیمین اومد . رفتم جلو در و سوار ماشین شدم .
- سلام بچه ها
^=÷× سلام
- پسرا تهیونگ امشب زود میاد و میخوام امشب براش جشن بگیرم
= کار خوبی میکنی چون فردا احتمالا مهمونی خانوادگی هست .
- از هرچی مهمونیه بدم میاد
^ دوست دارم بدونم برای تولدت چه برنامه ای ریخته
= از تهیونگ همه چی بر میاد جونگ‌کوک یه چیزی بهت میگم بهش نگو ولی درباره اینکه چشکلی مادرت رو از دست دادی و درباره خودت اطلاعات ازم خواست . اطلاعاتی که مثلا اینکه بیماری خاصی داری یا نه
- خب چرا از خودم نپرسید
= تهیونگ آدمی نیست که از این کارا انجام بده میخواد درباره تو بیشتر بدونه. خب رسیدیم اینجا میتونید هرچی میخواید برای شب بگیرید
رفتیم داخل فروشگاه
- اول از هدیه شروع کنیم
= اگه میخوای براش هدیه بگیری یه ست کاپلی براش بگیر
- ست خورشید و ماه
× نگو که
- دقیقا
= اونجا داره البته فک کنم
- حالا بریم ببینیم
رفتیم داخل مغازه
- ببخشید ست خورشید و ماه اصل دارید
فروشنده: بله ۳۰۰ میلیون وون هست
- میشه یه دونه بدین
فروشنده: بفرما.
ست رو گرفتم و اومدیم بیرون .
بعد ۲ ساعت تموم خریدارو انجام دادیم .
× الان ساعت ۱۲ هست فقط کیک و رستوران مونده
= من یه جایی رو میشناسم که اتاق VIPداره .
- میشه بریم اونجا
÷ همون کافه رستورانه که برای تولد تو رفتیم
= آره
رفتیم کیک سفارش دادیم و سمت کافه رستورانی که گفتن رفتیم .
- جناب مین
= یونگی صدام کن
- یونگی الان تهیونگ
با دیدنش حرفم قطع شد اون داشت یه چیزی میخرید
÷ کوک خوبی
- تهیونگ اونجاست
= پس میریم یه جای دور تر پارک میکنیم
- اوکیه رفت
رفتیم داخل رستوران اونجا رو هم هماهنگ کردیم و رفتیم خونه یونگی
= بچه ها لباستون رو عوض کنید و برید کیک رو بگیرین
- ماشین نداریم
= بادیگارد جیمین هست من میرم پیش تهیونگ
×÷-^ باشه خدا حافظ
لباسا رو عوض کردیم و سوار ماشین شدیم . همه کارا رو انجام دادیم جیمین به یونگی پیام داد . بعد ۵ دقیقه اومدن
- تولدت مبارک تهیونگ
÷ خلاصه بگم ما هیچ دستی توی این ماجرا نداشتیم
ویو تهیونگ
در رو که باز کردم جونگ‌کوک پرید بغلم و تولدم رو تبریک گفت
+ بانی کوچولو این کارا رو برای من کردی
- آره تازه کادوی اصلی سر جاشه
نور کم فضا رو رمانتیک کرده بود موزیک مولایمی داخل اتاق پخش می شد
× کوک وقتشه
- تهیونگ من یه چیزی باید بهت بگم
+ بگو
- من .... من
+ تو چی
- من عاشقتم (سریع )
با حرف کوک انگار همه چی یه لحظه وایساد
دیدگاه ها (۳)

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲پارت ۶× خیلی دل و جرعت داری که روش اس...

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲ ادامه پارت ۵× برگردیم سر قضیه صبح. ÷...

شب تولدم پارت 39فصل دوم پارت 10 جونگ کوک: ات فندکمو بده ویو ...

شب تولدم پارت 56فصل دوم پارت 27جونگ کوک: اینم خونه بریم بخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط