برای دستانم
برای دستانم
وعده ی دستان تو را داده بودم
اکنون سالهاست
وقتی چشمانم
دو دست گره خورده را می بیند
بی اختیار دستانم
را مشت می کنم
تا خالی بودن دستم
را احساس نکنم
و من چقدر شرمنده ی
خالی بودن دستانم می شوم
که چرا دستان تو را کم دارد...
وعده ی دستان تو را داده بودم
اکنون سالهاست
وقتی چشمانم
دو دست گره خورده را می بیند
بی اختیار دستانم
را مشت می کنم
تا خالی بودن دستم
را احساس نکنم
و من چقدر شرمنده ی
خالی بودن دستانم می شوم
که چرا دستان تو را کم دارد...
- ۲.۴k
- ۰۷ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط