زندگی یک دلتنگی طولانی شده بعد رفتنت
زندگی یک دلتنگی طولانی شده بعد رفتنت
بابای عزیزم...😔🖤🥀
«چقدر عجیب است؛ تو نیستی، اما حضورِ تو از هر کسی در این دنیا پررنگتر است. تو در سکوتِ اتاق، در خالی بودنِ صندلیِ مقابل، در بویِ ناگهانیِ عطرت در میانهی روز، و در هر بار که میخواهم چیزی را به تو بگویم و ناگهان با دیوارِ سنگینِ “نبودنت” روبرو میشوم، زندهای.
دلتنگی، یعنی زندگی کردن در یک جهانِ موازی؛ جهانی که در آن تو هنوز هستی، هنوز میخندی، هنوز دستم را میگیری، اما به محض اینکه پلک میزنم، به این واقعیتِ تلخ و بیرحم برمیگردم که تو فقط یک خاطرهی دردناک هستی. من در این میان، میانِ “خاطره” و “واقعیت” معلق ماندهام. نه میتوانم در خاطره زندگی کنم و نه میتوانم در واقعیت، بدون تو نفس بکشم. این دلتنگی، یعنی زیستن در میانهی دو جهان؛ یکی پر از تو و دیگری، خالی از تو.»
#پدرانه🖤🥀
🖤
بابای عزیزم...😔🖤🥀
«چقدر عجیب است؛ تو نیستی، اما حضورِ تو از هر کسی در این دنیا پررنگتر است. تو در سکوتِ اتاق، در خالی بودنِ صندلیِ مقابل، در بویِ ناگهانیِ عطرت در میانهی روز، و در هر بار که میخواهم چیزی را به تو بگویم و ناگهان با دیوارِ سنگینِ “نبودنت” روبرو میشوم، زندهای.
دلتنگی، یعنی زندگی کردن در یک جهانِ موازی؛ جهانی که در آن تو هنوز هستی، هنوز میخندی، هنوز دستم را میگیری، اما به محض اینکه پلک میزنم، به این واقعیتِ تلخ و بیرحم برمیگردم که تو فقط یک خاطرهی دردناک هستی. من در این میان، میانِ “خاطره” و “واقعیت” معلق ماندهام. نه میتوانم در خاطره زندگی کنم و نه میتوانم در واقعیت، بدون تو نفس بکشم. این دلتنگی، یعنی زیستن در میانهی دو جهان؛ یکی پر از تو و دیگری، خالی از تو.»
#پدرانه🖤🥀
🖤
- ۲.۹k
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط