part:22
part:22
+متاسفم
سونگ هو:ات براچی متاسفمی توکه کار بدی نکردی
+اخه...باعث ناراحتیت شدم
سونگ هو:ناراحتی کی گفته من ناراحت شدم کوچولو(لبخند)
+یعنی واقعاناراحت نشدی
سونگ هو:نه خانم کوچولو هنوز خوشحالم شدم که تونستی کسی که میخای رو پیدا کنی
+رفتم سونگ هورو بغل کردم
نگفتی از کجا فهمیدی
سونگ هو:اخه وقتی کیم اومد ناراحت
شدی تازه کیمم ناراحت شده بود
+اهاااا
یهو ته اومد
_خانم ات جات راحته
+اصلا هواسم نبود هنوز تو بغل سونگ هوبودم
سریع از بغلش اومدم بیرون
سونگ هو:چیه اقای کیم حسودیش شدع(خندع)
_نه...معلومه که نه
سونگ هو:از قیافت معلومه(خنده)
+اهه...ول کنین بریم خوش بگذرونیم
سونگ هو:بریم کوچولو
_هی...هی به ات نگو کوچولو
سونگ هو:کیم ببین داری حسودی میکنی
_اره دارم حسودی میکنم
+دیدی اخر گفتی(خنده)
_باشه باباحالا
سونگ هو:ی ساعته داریم کلکل می کنیم بریم دیگ
_ارع بریم
مهمونی تموم شدو من باسونگ هو خدافظی کردم و
باتهیونگ برگشتم کره
خیلی خوشحال بودم دلم برانایو وهانی
خیلی تنگ شدع بود
بعد ۵ ساعت رسیدیم و رفتیم عمارت
رفتم ی دوش ۲۰ مینی گرفتم اومدم
موهامو شونه زدم و ی لباس راحتی
پوشیدم و رفتم پایین
دیدم نایو وهانی اومدن سریع رفتم
بغلشون کردم
و نشستیم رو کاناپه
هانی:وای ات دلم خیلی برات تنگ شدع
بود
نایو:منم همین طور
+منم دلم براتون تنگ شدع بود
نایو:خوب حال نی نی
کوچولو چطورع(خنده)
+خوبه(خنده)
هانی:واییی خیلی ذوق دارم میخام
زودترببینمش
+فعلن باید صب کنی(خنده)
نایو:به تهیونگ گفتی
+نه نگفتم ولی باید زودتربگم وگرنه...
هانی:وگرنه چی...
+متاسفم
سونگ هو:ات براچی متاسفمی توکه کار بدی نکردی
+اخه...باعث ناراحتیت شدم
سونگ هو:ناراحتی کی گفته من ناراحت شدم کوچولو(لبخند)
+یعنی واقعاناراحت نشدی
سونگ هو:نه خانم کوچولو هنوز خوشحالم شدم که تونستی کسی که میخای رو پیدا کنی
+رفتم سونگ هورو بغل کردم
نگفتی از کجا فهمیدی
سونگ هو:اخه وقتی کیم اومد ناراحت
شدی تازه کیمم ناراحت شده بود
+اهاااا
یهو ته اومد
_خانم ات جات راحته
+اصلا هواسم نبود هنوز تو بغل سونگ هوبودم
سریع از بغلش اومدم بیرون
سونگ هو:چیه اقای کیم حسودیش شدع(خندع)
_نه...معلومه که نه
سونگ هو:از قیافت معلومه(خنده)
+اهه...ول کنین بریم خوش بگذرونیم
سونگ هو:بریم کوچولو
_هی...هی به ات نگو کوچولو
سونگ هو:کیم ببین داری حسودی میکنی
_اره دارم حسودی میکنم
+دیدی اخر گفتی(خنده)
_باشه باباحالا
سونگ هو:ی ساعته داریم کلکل می کنیم بریم دیگ
_ارع بریم
مهمونی تموم شدو من باسونگ هو خدافظی کردم و
باتهیونگ برگشتم کره
خیلی خوشحال بودم دلم برانایو وهانی
خیلی تنگ شدع بود
بعد ۵ ساعت رسیدیم و رفتیم عمارت
رفتم ی دوش ۲۰ مینی گرفتم اومدم
موهامو شونه زدم و ی لباس راحتی
پوشیدم و رفتم پایین
دیدم نایو وهانی اومدن سریع رفتم
بغلشون کردم
و نشستیم رو کاناپه
هانی:وای ات دلم خیلی برات تنگ شدع
بود
نایو:منم همین طور
+منم دلم براتون تنگ شدع بود
نایو:خوب حال نی نی
کوچولو چطورع(خنده)
+خوبه(خنده)
هانی:واییی خیلی ذوق دارم میخام
زودترببینمش
+فعلن باید صب کنی(خنده)
نایو:به تهیونگ گفتی
+نه نگفتم ولی باید زودتربگم وگرنه...
هانی:وگرنه چی...
- ۱۱.۴k
- ۱۹ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط