فضای خسته و پوسیده‌ی زمستانی

فضای خسته و پوسیده‌ی زمستانی

و حسِّ مبهم «شاید تو هم پشیمانی»


تمام ِ حوصله‌ام را سؤال پیچیده

پر از تو ام و پر از ابرهای بارانی


نشسته در اتوبوسی که ایستگاه‌اش را

به هر کجای جهان می‌شود بچسبانی


در انتخاب ِ خودم یا تو یا خدایی که ...

که بگذریم، از این فکرهای شیطانی


ببین مرا وسط ِ جاده‌های بی عابر

بدون قلب ِ تو، با عشق‌های جبرانی


تو را قدم زدم آن‌قدر تا که پیوستم

به خط ِ ممتد ِ این جاده‌های طولانی


به اعتراف گناهی نکرده افتادم

مرا بلند کن از این دروغ پایانی...
دیدگاه ها (۹)

ایها_العزیز روزهای‌چشم‌براهی السلام علیک یا صاحب الزمانيک عم...

💙آدم‌ها را نه با آغازشان، که با پایانشان می‌توان شناخت.عشق د...

فضای خسته و پوسیده‌ی زمستانیو حسِّ مبهم «شاید تو هم پشیمانی»...

فضای خسته و پوسیده‌ی زمستانیو حسِّ مبهم «شاید تو هم پشیمانی»...

فضای خسته و پوسیده‌ی زمستانیو حسِّ مبهم «شاید تو هم پشیمانی»...

فضای خسته و پوسیده‌ی زمستانیو حسِّ مبهم «شاید تو هم پشیمانی»...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط