چشامو باز کردم...هنوز اسمون لباس سیاهشو به تن داره...با ه

چشامو باز کردم...هنوز اسمون لباس سیاهشو به تن داره...با هراس به جای خالیت نگاه میکنم...صدای زمزمه عارفانت سر سجاده سبزت بهم ارامش میده...به مخاطب خاصت حسودیم میشه ...ریز میخندم و با خودم میگم آخه دیوونه حسادت به خود خدا هم ! نگات که میکنم لبخندت مثل چای بهار نارنج به خورد روحم میره و ارامش رو به وجودم برمیگردونه...
_ببخشی گلم بیدارت کردم...
علی ...خواب بدی دیدم...
_چه خوابی قشنگم؟
کنار حوض خونه مامانبزرگم بودم ...مث اون روزا هنوز قشنگ و سرسبز بود
_خب؟این که بد نیست
نه بد بود چون...چون تو نبودی ...تنها بودم...
_مگه مرده بودم...
نه فقط نبودی همین...
_خب اگه مرده نبودم پس تنها اونجا چیکار میکردی ؟!
وا چی میگی
_تاوقتی زنده ام هیچ وقت تنها نیستی ...حتما داشتیم قایم باشک میکردیم!
به حرفاش خندم میگیره و با غصه میگم هیچوقت تنهام نزار علی ...علی ...علی...چرا جواب نمیدی ...علی... باصدای خودم از خواب میپرم ...تو نیستی...یادم اومد ...همش خواب بود ...دیشب خیلی دلم برات تنگ شده بود سجادتو به آغوش کشیدمو عطر بوسه هاتو روی مهر کربلا بوسیدم...خیلی تنهام ...چندساله ...همین جا ...تو خونه تو ...تنهام گذاشتی ...
با یه دنیا خاطره...کاش نامهربان بودی ...اما...حتی لحظه اخر ...که غرق خون بودی ...میدونم منو از یاد نبردی...چقدر دلم برات تنگ شده علی عزیز...
تقدیم به تنهایی های دردناک همسران شهدای عزیز سرزمینم... #م_ح
دیدگاه ها (۹)

پس میون اون شب‌های سخت‌ات دل‌تنگ من هم شدئ؟ دل‌تنگ خودِ قدیم...

True Love②⑥تهیونگ: بهتری ا/ت: آره ممنون که اجازه دادی بخوابم...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

پری کوچولوی من پارت ۲کوک: به بدم کش و قوصی دادم و خمیازه کشی...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:2علامت جونگکو...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط