یه طنز تقدیم به دوستای ابادانیم 

یه طنز تقدیم به دوستای ابادانیم 
یک تهرانی، یه اصفهانی، یه شیرازی و یک آبادانی توی کافی شاپ با هم صحبت میکردند :تهرانی: من یک موقعیت عالی دارم، می خوام بانک ملی رو بخرم !اصفهانی: من خیلی ثروتمندم و می خوام شرکت بنز رو بخرم !شیرازی: من یه شاهزاده ثروتمندم و می خوام شرکت مایکروسافت و اپل رو بخرم !سپس منتظر شدند تا آبادانی صحبت کند ......آبادانی قهوه خود رو هم زد. خیلی با حوصله قاشق رو روی میز گذاشت،یه کم قهوه خورد، یه نگاهی به اونها انداخت و با آرامی گفت:نمیفروشم....کا...!!!.
دَم هر چی آبادنیه هم گرم
دیدگاه ها (۱۲)

پارت هدیه🎁part 45شوگا گفت بیا به هم برگردیملارا بدون معطلی گ...

Iove and the moonPart20تقریبا داشیم آماده رفتن میشدیمکوک: مط...

پارت. ۲۶

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟓 ☕🍓𓂃 ࣪˖ ִֶָ «یکی برای منم بگیر.....

Chapter 10"*frozen*تهیونگ منو اونجا تنها گذاشت و بر خلاف میل...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³⁶(نایون+...

╔════════════════════════════╗🤍 پارت ۱۱۳ | «یک تصمیم بزرگ......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط