دستانم را در دستانت

دستانم را در دستانت
محکم تر بگیر،
مانند مادری که دستان فرزندش
را در دستانش می فشارد،
اگر خواستم جایی دور از تو بروم
به من این اجازه رو نده،
شاید میخواهم امتحان کنم
نگرانم میشوی یا نه،
تمام حواست را
فقط جمع من کن
من از گم شدن های
بی حواس تو
نسبت به خودم،
خیلی می ترسم....
دستانم را هیچ وقت رها نکن
حتی زمانی که قصدم
گم شدن در
تو باشد
دیدگاه ها (۲)

ﮔــــﺎﻫــﯽ ...ﻓﻘـــﻂ ﺍﺯ ﮐـــﻞ ﺩﻧﯿــــــﺎ ...ﺩﻟﺖ ﯾﮑـــﯽ ﺭﺍ ﻣـ...

نگاه میکنم...نمیبینم...چشم مرا هوای تو پر کرده.......گوش میک...

الهی،اگر چه درویشم، اما داراتر از من کیست؟که تو دارایی منی ....

ﻫـﻮﺍﯼ " ﺩﻟﻢ " ﺳﺒﮏ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑــﺎ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﻧﺎﻣﻬﺎﯼِ ﺯﯾﺒﺎﯾﺖ ...ﻧَﻔـﺲ ﻣ...

### رمان: به دنبال هم**پارت ۵****زاویه دید آنیا:**تمام شب نت...

#اخرین_پیچ#پارت_25 بغض ام شکست ، بی اختیار. پاهایم قدم برداش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط