نام:پارسا

نام:پارسا

رسالت:قر دادان

رفته بودیم خونه داییم عید دیدنی، من و دختر داییم هم تو اتاق بودیم، که ناگهان این اقا پسر وارد میشن، ومیان جلوی ما قر میدن، و چاقو رو به سمت بنده پرتاب میکنه، ودست بنده خون میاد، بعد میاد جلوی من دوباره قر میده./:
/:
دیدگاه ها (۳)

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۷ویو راوی نورا ب...

پارت ۲۸ات یه چاقو از تو آبدارخونه اونجا برداشت و رفت تو حیاط...

🖤 پارت دوم | خانه‌ی دشمنصدای بسته شدن در ماشین، لانا رو از ف...

مافیای من

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط