خسته ام ؛ اما بخواهی تکیه گاهت می شوم

خسته ام ؛ اما بخواهی تکیه گاهت می شوم
بین تنهایی آدم ها پناهت می شوم
یک شب از دنیا به عشقت دست ِ خود را می کشم
در هوای خانه ای تاریک ، ماهت می شوم
تا نگاهم می کنی ... از شوق ، می ریزد دلم
خیره در آئینه ی چشم سیاهت می شوم
با تو دنیا تیره و تاریک هم باشد خوش است
تو فقط عاشق بمان ؛ فانوس ِ راهت می شوم
گاه ابرم ، گاه باران ، گاه شیرین ، گاه تلخ
همدم حال و هوای گاه گاهت می شوم
بی تو مردن ، آخرین درد ِ من از این لحظه هاست
در کنار تو شبی از مرگ ، راحت می شوم
؟
دیدگاه ها (۲)

مـــ‍ْــانـــ‍ـْـدَن بـــ‍ِـه پْــ‍ــای تُــ‍ـو فایـــ‍ْــدِ...

تو مهربون منی ...من تکیه گاه توام ...تو خوبترین منی ...من تک...

صدای پای تو که می رویو صدای پای مرگ که می آید ..دیگر چیزی را...

تو همونی بودی که من منتظر اومدنت بودم ...تو عشق منی ... ومن...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط