پارت دوم معرفی کتاب زرد پوست:

پارت دوم معرفی کتاب زرد پوست:

از همون بعد فارغ‌التحصیلی با ناشرهای بزرگ قرارداد بست، اولین کتابش شش‌رقمی فروخته شد، حالا هم که نتفلیکس...🔖

ولی اینا برای خودش چیز خاصی نبود! می‌گفت یه قرارداد ساده‌ست برای دیده شدن بیشتر...و در عوض من... یه نویسنده‌ی معمولی، با یه کتاب چاپ‌نشده و یه عالمه ایمیل بی‌جواب از ناشرها و یه حس بی‌عرضگی همیشگی📧😓
ولی با همه‌ی اینا، ما دوست بودیم یا حداقل من این‌طور فکر می‌کردم ،سال‌ها دوستش بودم ولی کم‌کم فهمیدم آدم‌ها تحملش نمی‌کردن و شاید راستش رو بخوای، منم دیگه داشتم کم‌کم خسته می‌شدم از اون همه بی‌نقص بودنش.🕸🕷

اون شب تو بار، وقتی کوکتلش رو سر می‌کشید و می‌خندید، یه لحظه حس کردم داره نقش بازی می‌کنه انگار خودش هم باورش نمی‌شد خوشحاله یا شاید اصلاً نبود...
#کتاب #کتابخوان
دیدگاه ها (۰)

پارت سوم معرفی کتاب زرد پوست: اما من نوشیدنی می‌خوردم که میل...

پارت چهارم معرفی کتاب زرد پوست: و من یه لحظه نگاهم افتاد به ...

یه نفر مُرده.نه قتل. نه تصادف. نه حتی یه قطره خون..🩸و یه نفر...

وایب این کتاب🫣🫴🏻✨#کتاب #کتابخوان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط