"شـــکــستم " . . .

"شـــکــستم " . . .
آنقـــدر آهســـته که صــدای شـکــسـتنم ،
کســی را آزار ندهد .
"من "شکســـــتم...
آنقـــدر آهستـــه که صــدای شکـــستنم را؛
فقط دیوارهای اتاقــم شنیدند،
و نـــم پس ندادند !
صــدای شکـــستنم را قلـــم و کاغـــذ
شنیدند وشـــعـــر پس دادند...
صـــدای شکــستنم را
"خــــــدا "شنید و
سکــــوت جواب داد !!!
می دانــی؟ اهل گریـــه نیستم ،
فقط" بغــــض" میکنــــم...
ایـن سخت تــر از هر چیزیست ،
بغـــض داشته باشی و بخنـــــدی..
دیدگاه ها (۱)

پارت ۶۵ صبح روز بعد، هوا گرفته و ابری بود.آریانا از پنجره‌ی ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 156✦...................

چند پارتی..«درخواستی» وقتی برادر ناتنیت ازت متنفره تا اینکه....

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_18فصل نهم | هیو...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝟐𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏صبح قصر آرام‌تر از همیشه بود....

پارت ۴۴ — آخرین شبخبر ازدواج یونگی با سوهی همان روز در پایتخ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 42+ اون چیه؟قرصش رو ...

dark life =22

معامله p5بالاخره شب تمام شد.نور کم‌رنگ صبح از میان پرده‌های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط